demonstrator, exhibitor, representative, presenter
demonstrator
exhibitor
representative
presenter
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
بازنما نشان داد چگونه نرمافزار جدید کار میکند.
The demonstrator showed how the new software works.
بازنما بازخورد مثبتی از شرکتکنندگان دریافت کرد.
The exhibitor received positive feedback from the attendees.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «بازنما» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بازنما