conformation, conformity, adaptation
conformation
conformity
adaptation
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
تطبیق تکاملی
evolutionary adaptation
تطبیق گیاه با محیطش به او این امکان را داد که در شرایط دشوار رشد کند.
The plant's adaptation to its environment allowed it to thrive in harsh conditions.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تطبیق» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تطبیق