peaty
peaty
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
ما از خاک توربدار مرداب که نرم و مرطوب بود عبور کردیم.
We walked through the peaty soil of the bog, which was soft and damp.
عطر توربدار خاک نشاندهندهی محتوای بالای مواد آلی بود.
The peaty aroma of the soil indicated rich organic content.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «توربدار» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/توربدار