آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴

    تپل به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    صفت
    فونتیک فارسی / topol /

    roly-poly, plump, full, pudgy, buxom, fleshy, chubby, fattish

    roly-poly

    plump

    full

    pudgy

    buxom

    fleshy

    chubby

    fattish

    کمی چاق، تپلی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    دختر تپل

    a fleshy girl

    زری تپل است، ولی چاق نیست.

    Zary is plump but not fat.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد تپل

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    چاق فربه گرد و چاق

    سوال‌های رایج تپل

    تپل به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «تپل» در زبان انگلیسی به chubby یا plump ترجمه می‌شود.

    تپل کلمه‌ای است که برای توصیف کسی یا چیزی استفاده می‌شود که کمی چاق یا گوشتالو است، اما معمولاً بار معنایی آن خنثی یا حتی مهربانانه است و کمتر بار منفی دارد. وقتی می‌گوییم کسی «تپل» است، معمولاً منظور چاقی ملایم یا طبیعی بدن آن فرد است و این توصیف می‌تواند حالت صمیمی و دوست‌داشتنی هم داشته باشد، نه لزوماً انتقاد یا تمسخر.

    در زبان فارسی، «تپل» بیشتر برای کودکان یا افراد با اندامی نرم و خوش‌تراش استفاده می‌شود و به عنوان یک ویژگی زیباشناسانه یا دوست‌داشتنی دیده می‌شود. این کلمه برخلاف واژه‌های منفی‌تر مانند «چاق» یا «فربه» بار مثبت‌تری دارد و معمولاً نشان‌دهنده‌ی یک حالت سالم و شاداب است.

    در زبان انگلیسی هم معادل‌هایی مانند «chubby» یا «plump» همین مفهوم را می‌رسانند؛ به طور مثال، وقتی از «chubby cheeks» (گونه‌های تپل) صحبت می‌کنیم، منظور گونه‌های نرم و پر است که معمولاً جذاب و سالم به نظر می‌رسند.

    البته، بسته به موقعیت و لحن صحبت، این کلمات می‌توانند معنی متفاوتی پیدا کنند، ولی به طور کلی در بیشتر فرهنگ‌ها تپل بودن در حدی ملایم، نشانه‌ای از سلامت یا جذابیت طبیعی است.

    «تپل» واژه‌ای است برای توصیف حالت جسمی فرد یا شیء که نشان از کمی چاقی خوشایند و نرم بودن دارد و معمولاً حس صمیمیت، مهربانی و دوست‌داشتنی بودن را منتقل می‌کند.

    ارجاع به لغت تپل

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «تپل» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تپل

    لغات نزدیک تپل

    • - تپق
    • - تپق زدن
    • - تپل
    • - تپل بودن
    • - تپل‌مپل
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    band-aid badly need bacteria back and forth available to start work automatically authoritatively authenticator authentic audacious at-home Apr ardent are aren't اقتدار نام کاربری مقتدر صفیر نام‌نویسی ثنا صنم نکس نصب نگران نمناک نمونه‌کار نوشابه سپک‌تاکرا وان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.