contented, satisfied, chuffed, pleased, delighted
contented
satisfied
chuffed
pleased
delighted
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
گرمی و خودمانی بودن او همه را خشنود کرد.
Her warmth and informality pleased everyone.
معلم به خاطر پیشرفت دانشآموزان در پروژه خشنود بود.
The teacher was satisfied with the students' progress on their project.
شکل درست و معیار این واژه «خشنود» است. «خشنود» به معنای خوشحال، راضی و دلخوش است و در زبان فارسی به همین صورت نوشته میشود. نوشتن آن به صورت «خوشنود» نادرست است و در منابع معتبر فارسی ثبت نشده است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خشنود» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/خشنود