آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

شاد به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / shaad /

glad, happy, beaming, joyful, joyous, jocund, blithe, gay, pleased, jovial, lighthearted, beatific, jolly, contented, animated, brilliant, spirited, festive, cheery, hilarious, cheerful, light, merry, cavalier, lively, sunny, chirpy, rollicking, chipper, red-letter, rattling

glad

happy

beaming

joyful

joyous

jocund

blithe

gay

pleased

jovial

lighthearted

beatific

jolly

contented

animated

brilliant

spirited

festive

cheery

hilarious

cheerful

light

merry

cavalier

lively

sunny

chirpy

rollicking

chipper

red-letter

rattling

خوش، خوشحال

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

خلق و خوی شاد داشتن

to have a cheerful makeup

رفتار شاد او احساسات واقعی او را مستور می‌کرد.

His cheerful manner belied his real feelings.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد شاد

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

ارجاع به لغت شاد

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «شاد» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/شاد

لغات نزدیک شاد

پیشنهاد بهبود معانی