stage, phase
stage
phase
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
این خوان پروژه نیاز به برنامهریزی دقیق دارد.
This phase of the project requires careful planning.
خوان مسابقه سختتر میشود.
The stage of the competition is getting tougher.
a combining form (meaning: reader, reading)
a combining form
کتابخوان
well-read
آوازخوان
crooner
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خوان» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/خوان