Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۴

      دکمه به انگلیسی

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از تکمه به‌ جای دکمه استفاده کرد.

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / dokme /

      button, link, snap, fastener, stud

      button

      link

      snap

      fastener

      stud

      دکمه, button, link, snap, fastener, stud
      دو تکه پارچه را به هم وصل می‌کند

      من فراموش کردم که دکمه‌ی ژاکتم را ببندم.

      I forgot to fastener my sweater.

      دکمه های پیراهنم در حال باز شدن هستند.

      The buttons on my shirt are coming loose.

      اسم
      فونتیک فارسی / dokme /

      knob, button, dial, tuner, swith

      knob

      button

      dial

      tuner

      swith

      شستی، محل فشار دادن چیزی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      کمترین فشار روی دکمه، موتور را به کار می‌اندازد.

      The slightest depression of the knob will start the engine.

      با فشار این دکمه، ماشین به کار می‌افتد.

      Pushing this button will activate the machine.

      اسم
      فونتیک فارسی / dokme /

      جانورشناسی گیاه‌شناسی tuber, node, tubercule, tubercle, bud

      tuber

      node

      tubercule

      tubercle

      bud

      برجستگی در گیاه یا اندام حیوانی

      دکمه در گیاهان به‌عنوان اندام ذخیره‌ی مواد مغذی عمل می‌کند.

      The tubercule in plants serves as a storage organ for nutrients.

      دکمه‌ی روی شاخ گوزن از نظر اندازه و بافت چشمگیر بود.

      The tubercle on the deer's antlers was impressive in size and texture.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد دکمه

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      تکمه دگمه
      مترادف:
      کلید
      مترادف:
      گره

      سوال‌های رایج دکمه

      دکمه به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «دکمه» در زبان انگلیسی به button ترجمه می‌شود.

      دکمه یکی از ساده‌ترین اما مؤثرترین اختراعات بشر است که از دیرباز در پوشاک و طراحی مورد استفاده قرار گرفته است. به‌طور سنتی، دکمه‌ها برای بستن یا باز کردن بخش‌هایی از لباس مانند پیراهن، کت، یا شلوار به کار می‌رفتند، اما با گذشت زمان، جنبه‌ی تزئینی نیز پیدا کردند. دکمه‌ها از نظر جنس، شکل، رنگ و اندازه بسیار متنوع‌اند و می‌توانند از پلاستیک، چوب، فلز، صدف، شیشه یا حتی پارچه ساخته شوند. در بسیاری از طراحی‌های مدرن، انتخاب نوع دکمه نقش مهمی در زیبایی و سبک لباس ایفا می‌کند.

      فراتر از دنیای پوشاک، واژه‌ی «دکمه» به دنیای فناوری هم وارد شده است. در دنیای دیجیتال و الکترونیک، دکمه‌ها نقش حیاتی در تعامل انسان و دستگاه دارند. از دکمه‌ی پاور لپ‌تاپ گرفته تا دکمه‌های لمسی گوشی‌های هوشمند و کلیدهای کنترل آسانسور، همه بخشی از زبان تعامل ما با فناوری هستند. طراحی دکمه‌ها در این حوزه باید به گونه‌ای باشد که کاربر به‌راحتی و بدون سردرگمی بتواند عملکرد مورد نظرش را انجام دهد، بنابراین توجه به مکان‌یابی، حساسیت، اندازه و حتی صدای کلیک دکمه اهمیت زیادی دارد.

      در حوزه‌ی برنامه‌نویسی و طراحی رابط کاربری (UI)، دکمه‌ها یکی از عناصر کلیدی تعامل کاربر با نرم‌افزارها محسوب می‌شوند. طراحان رابط کاربری باید دکمه‌هایی طراحی کنند که نه تنها عملکرد مشخصی را اجرا کنند، بلکه از نظر بصری هم واضح، جذاب و قابل کلیک باشند. رنگ، متن روی دکمه، جایگاه و حتی انیمیشن‌های مرتبط با آن نقش مهمی در تجربه‌ی کاربری (UX) دارند. به همین دلیل است که دکمه‌های مجازی نیز به‌اندازه دکمه‌های فیزیکی اهمیت و پیچیدگی طراحی دارند.

      در فرهنگ عامه، دکمه گاهی نقش نمادین نیز پیدا می‌کند. عباراتی مانند «زدن دکمه»، «دکمه‌ی خاموش/روشن زندگی» یا «دکمه‌ی فراموشی» استعاره‌هایی هستند که احساس کنترل، انتخاب یا قطع ارتباط را منتقل می‌کنند. حتی در روایت‌های تخیلی یا علمی‌تخیلی، دکمه‌ها اغلب نقش آغازگر یک تحول یا فاجعه را ایفا می‌کنند؛ دکمه‌ای که با فشار دادنش چیزی به راه می‌افتد که دیگر نمی‌توان آن را متوقف کرد.

      دکمه، با وجود کوچکی‌اش، مفهومی بزرگ و چندلایه دارد. چه در نقش نگهدارنده‌ی یقه‌ی پیراهن باشد، چه در نقش آغازگر پرتاب یک موشک، یا عنصری از طراحی رابط کاربری، همواره بخشی از زندگی ما بوده است. این جسم کوچک، نشان می‌دهد که چگونه جزئیات به ظاهر ساده می‌توانند نقشی مهم در زندگی روزمره و حتی فرهنگ ما ایفا کنند.

      ارجاع به لغت دکمه

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «دکمه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دکمه

      لغات نزدیک دکمه

      • - دکلمه کردن
      • - دکلمه کردن به طور ناشیانه
      • - دکمه
      • - دکمه ای
      • - دکمه بازنواخت
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      duress during economics ecstasy Eden representational repulsive rivet room and board room interviewer rush hour saggy salon satchel خودسرانه خوش قول خوشبخت شدن خوشنویسی خون‌آشام دائم‌الخمر داخل دادخواهی دادنامه دادگاه داستان بلند دانستن دانش دانشجوی پزشکی امور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.