همچنین در معنای اول میتوان از رخسار بهجای رخساره استفاده کرد.
visage, face, features, countenance
visage
face
features
countenance
او سعی کرد رخسارهی واقعیاش را پشت نقاب ادب پنهان کند.
She tried to hide her true visage behind a mask of politeness.
رخسارهی آرام او همه را در اتاق دلگرم کرد.
His calm visage reassured everyone in the room.
زمینشناسی facies
facies
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
رخسارهی دریایی نشان میدهد رسوبگذاری در محیط دریای کمعمق رخ داده است.
The marine facies indicate deposition in a shallow sea environment.
این رخسارهی آهکی شامل فسیلهای سازندگان صخرههای مرجانی است.
This limestone facies contains fossils of reef-building organisms.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «رخساره» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/رخساره