discoloration, smirch
discoloration
smirch
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
پساز شستن پیراهن، رنگرفتگی قابل توجهی دیده میشد.
There was noticeable discoloration after the shirt was washed.
رنگرفتگی روی عکس قدیمی به آن ظاهری نوستالژیک داد.
The smirch on the old photograph gave it a vintage look.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «رنگرفتگی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/رنگرفتگی