۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
quarry, victim, prey, kill
quarry
victim
prey
kill
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
شکار گریزپای
an evasive prey
در انتظار شکار پشت یک درخت پنهان شد.
Waiting for a prey, he hid behind a tree.
عامیانه upset, pissed off
upset
pissed off
از دست ناشرم خیلی شکار هستم.
I am very pissed off with my publisher.
رئیسم از دست همکار جدیدم خیلی شکار بود.
My boss was very pissed off with my new colleague.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «شکار» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/شکار