آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۱

      عنوان به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / onvaan /

      surname, label, capacity, appellation, designation, epithet, style, caption

      surname

      label

      capacity

      appellation

      designation

      epithet

      style

      caption

      لقب، اَنگ، آنچه موجب شناسایی چیزی شود

      او معتقد است که فقط پزشکان باید از عنوان دکتری استفاده کنند.

      he believes that only physicians should use the title of "doctor"

      عنوان‌های زیرِ عکس‌های این کتاب

      the captions under the pictures of this book

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      به او عنوان «پدر ملت» را نیز داده‌اند.

      they have also given him the epithet "father of the nation"

      اسم
      فونتیک فارسی / onvaan /

      title, headline, sobriquet, heading, rubric, head, banner

      title

      headline

      sobriquet

      heading

      rubric

      head

      banner

      سرتیتر، سرمقاله

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      مقاله‌ای به‌عنوان «بهترین دوست»

      an article under the heading "the best friend"

      عنوان کتاب اخیر او چیست؟

      what is the title of his recent book?

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      روزنامه‌ها با عنوان‌های درشت وقوع جنگ را اعلام کردند

      newspapers announced the outbreak of war under large headlines

      اسم
      فونتیک فارسی / onvaan /

      topic, subject (of an article)

      topic

      subject

      موضوع، مقوله

      این عنوان خوبی برای انشای شماست

      This is a good topic for your composition

      عنوان بحث

      topic for discussion

      اسم
      فونتیک فارسی / onvaan /

      address

      address

      نشانی، آدرس، نشانه

      عنوان روی پاکت

      the address on the envelope

      نامه‌ای به‌عنوان شما ارسال شده است.

      a letter has been sent to your address

      اسم
      فونتیک فارسی / onvaan /

      excuse, reason, pretext

      excuse

      reason

      pretext

      بهانه، دلیل

      به چه عنوان این کار زشت را انجام می‌دهی؟

      under what excuse are you committing this heinous act?

      به عنوان‌های مختلف (گوناگون)

      under various pretences or guises, for various reasons, of various grounds

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      به هر عنوان

      under any pretexts or reason, for any reason, on any grounds

      به هیچ عنوان

      under no circumstances, no way, never

      عنوان فرعی

      subtitle

      عنوان قهرمانی

      championship, crown

      عنوان‌های اشرفی

      aristocratic titles

      عنوان‌های افتخاری

      honorific titles

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد عنوان

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      آغاز دیباچه
      مترادف:
      اسم خطاب شهرت کنیه لقب نام
      مترادف:
      آدرس نشانی

      ارجاع به لغت عنوان

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «عنوان» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/عنوان

      لغات نزدیک عنوان

      • - عنکبوتیه
      • - عنن
      • - عنوان
      • - عنوان اشرافی
      • - عنوان اشرفی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.