معنی عنوان

  • (اسم) (جمع آن عنوان ها، عناوین، عنوانات است) آنچه موجب شناسایی چیزی شود، لقب، اَنگ
  • onvaan
  • surname, label, epithet, style, capacity, caption, appellation, designation
    • - او معتقد است که فقط پزشکان باید از عنوان دکتری استفاده کنند
    • - he believes that only physicians should use the title of "doctor"
    • - عنوان‌های زیرِ عکس‌های این کتاب
    • - the captions under the pictures of this book
    • - به او عنوان "پدر ملت" را نیز داده‌اند
    • - they have also given him the epithet "father of the nation"
    مشاهده نمونه جمله بیشتر

معنی عنوان

  • (اسم) سر تیتر، سر مقاله
  • onvaan
  • title, heading, rubric, head, banner, headline, sobriquet
    • - مقاله‌ای تحت عنوان "بهترین دوست"
    • - an article under the heading "the best friend"
    • - عنوان کتاب اخیر او چیست؟
    • - what is the title of his recent book?
    • - روزنامه‌ها با عنوان‌های درشت آغاز جنگ را آغاز کردند
    • - newspapers announced the outbreak of war under large headlines
    مشاهده نمونه جمله بیشتر

معنی عنوان

  • (اسم) موضوع، مقوله
  • onvaan
  • topic, subject (of an article)

معنی عنوان

  • (اسم) نشانی، آدرس، نشانه
  • onvaan
  • address
    • - عنوان روی پاکت
    • - the address on the envelope
    • - نامه‌ای به عنوان شما ارسال شده است
    • - a letter has been sent to your address

معنی عنوان

  • (اسم) بهانه، دلیل
  • onvaan
  • excuse, reason, pretext
    • - به چه عنوان این عمل قبیح را انجام می‌دهی؟
    • - under what excuse are you committing this heinous act?
    • - به عناوین مختلف، تحت عناوین گوناگون
    • - under various pretences or guises, for various reasons, of various grounds
    • - به هر عنوان
    • - under any pretexts or reason, for any reason, on any grounds
    • - به هیچ عنوان
    • - under no circumstances, no way, never
    • - عنوان فرعی
    • - subtitle
    • - عنوان قهرمانی
    • - championship, crown
    • - عنوان‌های اشرفی
    • - aristocratic titles
    • - عنوان‌های افتخاری
    • - honorific titles
    مشاهده نمونه جمله بیشتر

دیکشنری دو زبانه انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی

English to Persian/Farsi and Persian/Farsi to English dictionary