آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۴

      قاب به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / ghaab /

      frame, case, bezel, exposure, chassis, casing

      frame

      case

      bezel

      exposure

      chassis

      casing

      چارچوب
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      قاب پنجره

      a window case

      قاب عکس

      a picture frame

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      پوسترهای قاب‌شده

      framed posters

      اسم
      فونتیک فارسی / ghaab /

      plate, dish, small tray

      plate

      dish

      small tray

      بشقاب

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫لحن متن شما را به رسمی، آکادمیک یا عامیانه تغییر می‌دهد

      هنوز کلی غذا در قابت مانده.

      There's still lots of food on your plate.

      یک قاب پلو

      a plate of rice

      اسم
      فونتیک فارسی / ghaab /

      کالبدشناسی the knob, knucklebone

      the knob

      knucklebone

      قاپ، استخوانی در قوزک پا

      قاب‌باز

      knucklebone player

      قاب‌بازی کردن

      to play knucklebones

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد قاب

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      چارچوب چهارچوب کادر
      مترادف:
      دوری سینی طبق
      مترادف:
      قاپ کعب
      مترادف:
      جلد غلاف محفظه
      مترادف:
      اندازه مقدار

      سوال‌های رایج قاب

      قاب به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «قاب» در زبان انگلیسی به frame ترجمه می‌شود.

      این واژه بسته به زمینه‌ی کاربرد می‌تواند معانی و کاربردهای متنوعی داشته باشد، از جمله چارچوب فیزیکی برای نگه‌داشتن یک عکس یا تابلو، تا ساختار مفهومی برای درک یک موضوع یا روایت. در فارسی نیز «قاب» واژه‌ای است چندوجهی که هم در معنای مادی و هم در معناهای استعاری و نمادین به‌کار می‌رود.

      در معنای اصلی و فیزیکی، قاب ساختاری معمولاً مستطیلی یا مربعی است که برای نگهداری، حفاظت و نمایش اشیای هنری، عکس‌ها، آینه‌ها یا حتی گواهینامه‌ها به کار می‌رود. قاب‌ها معمولاً از موادی چون چوب، فلز یا پلاستیک ساخته می‌شوند و هم نقش محافظتی دارند و هم جنبه‌ی زیبایی‌شناسانه. یک عکس ساده، زمانی که در یک قاب زیبا قرار می‌گیرد، به اثر هنری تبدیل می‌شود و در فضای داخلی خانه یا گالری، جلوه‌ای خاص پیدا می‌کند. همچنین در دکوراسیون داخلی، قاب‌ها می‌توانند عناصر برجسته‌ای برای تأکید بر هویت و سبک فضا باشند.

      اما کاربرد «قاب» محدود به اشیای هنری نیست. در مهندسی، معماری و طراحی صنعتی نیز از واژه‌ی قاب استفاده می‌شود؛ مثلاً قاب دوچرخه، قاب گوشی تلفن همراه یا قاب پنجره. در این موارد، قاب نقش سازه‌ای دارد؛ یعنی ساختاری که اجزای مختلف را نگه می‌دارد یا از آن‌ها محافظت می‌کند. این مفهوم از قاب بر اهمیت ساختار و استحکام تأکید دارد، جایی که ظاهر و عملکرد به شکل هماهنگ در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

      در ادبیات و هنر، واژه‌ی «قاب» معنایی استعاری نیز پیدا کرده است. نویسندگان و منتقدان گاه از اصطلاح «قاب روایت» یا narrative frame استفاده می‌کنند؛ به این معنا که داستانی در دل داستان دیگر شکل می‌گیرد، یا اینکه یک مقدمه و پایان خاص، چارچوبی برای درک محتوای میانی اثر فراهم می‌سازد. در سینما نیز، «قاب‌بندی» یکی از مفاهیم بنیادین در کارگردانی است و به نحوه‌ی قرارگیری عناصر بصری درون کادر تصویر اشاره دارد که می‌تواند معنا، احساس یا توجه مخاطب را هدایت کند.

      در معنایی فرهنگی و ذهنی، «قاب» می‌تواند نمادی از محدوده، نظم یا حتی محدودیت باشد. وقتی می‌گوییم «در قاب سنت»، یا «در قاب اندیشه‌ی خاص»، منظور چارچوب‌هایی ذهنی یا اجتماعی است که افراد یا جوامع را در نوعی تفکر یا رفتار مشخص محصور می‌سازند. این نوع استفاده نشان می‌دهد که قاب صرفاً ابزار نمایش یا حفاظت نیست، بلکه می‌تواند مفهومی عمیق در شکل‌گیری هویت، نگاه و عملکرد انسان داشته باشد.

      واژه‌ی «قاب» نمادی از ترکیب نظم و زیبایی است؛ ساختاری که هم حافظ محتواست و هم مکمل معنا. چه در قالب فیزیکی یک اثر هنری و چه در قالب ذهنی یک روایت یا فرهنگ، قاب همواره مرز میان درون و بیرون، محتوا و شکل، یا بیان و سکوت را تعریف می‌کند. واژه‌ای ساده، اما غنی از لایه‌های معنایی.

      ارجاع به لغت قاب

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «قاب» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/قاب

      لغات نزدیک قاب

      • - قائمه
      • - قائن
      • - قاب
      • - قاب آویز
      • - قاب ایستایی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.