آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۷ تیر ۱۴۰۴

      قبلی به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / ghabli /

      previous, former, preceding, past, precedent, prior, ex-, foregone, posterior, old, onetime, whilom, quondam, antecedent, anticipated, anterior, yester, advance, foregoing, back, earlier, erstwile, last, late, predecessor, sometime

      previous

      former

      preceding

      past

      precedent

      prior

      ex-

      foregone

      posterior

      old

      onetime

      whilom

      quondam

      antecedent

      anticipated

      anterior

      yester

      advance

      foregoing

      back

      earlier

      erstwile

      last

      late

      predecessor

      sometime

      پیشین، سابق

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      دلش می‌خواست نامهربانی قبلی خود را نسبت به جواد جبران کند.

      He wished to make amends for his former unkindness to Javad.

      زایمان‌های قبلی او خیلی آسان بود.

      Her previous confinements were very easy.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد قبلی

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      آخری پیشیین سابق قدیمی
      متضاد:
      بعدی

      سوال‌های رایج قبلی

      قبلی به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «قبلی» در زبان انگلیسی به previous یا former ترجمه می‌شود.

      «قبلی» واژه‌ای است که به چیزی اشاره دارد که پیش از زمان حال یا پیش از موقعیت یا موضوع مورد نظر اتفاق افتاده یا وجود داشته است. این کلمه در گفتار و نوشتار برای اشاره به زمان، مکان، اشخاص یا اشیایی که در گذشته بوده‌اند، استفاده می‌شود. مثلاً وقتی گفته می‌شود «جلسه‌ی قبلی»، منظور جلسه‌ای است که پیش از جلسه‌ی کنونی برگزار شده است.

      در مکالمات رسمی یا نوشتار علمی، «قبلی» معمولاً برای ارجاع دقیق و روشن به مطالب، افراد یا وقایعی به‌کار می‌رود که مخاطب یا خواننده قبلاً از آن‌ها آگاه شده یا با آن‌ها روبه‌رو بوده است. استفاده از این واژه کمک می‌کند تا ارتباط میان بخش‌های مختلف یک روایت یا بحث حفظ شود و انسجام معنایی آن تقویت گردد.

      گاهی نیز «قبلی» به شخص یا موقعیتی اشاره دارد که جای خود را به شخص یا وضعیتی جدید داده است. برای مثال، وقتی از «رئیس قبلی» سخن گفته می‌شود، منظور شخصی است که پیش‌تر آن جایگاه را داشته و اکنون فرد جدیدی جای او را گرفته است. این واژه نه‌تنها در زبان فارسی، بلکه در بسیاری از زبان‌های دنیا نقش کلیدی در پیوند مفاهیم و ساختارهای زمانی دارد.

      ارجاع به لغت قبلی

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «قبلی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/قبلی

      لغات نزدیک قبلی

      • - قبله حاجت
      • - قبله‌نما
      • - قبلی
      • - قبلی از نظر زمان
      • - قبلی از نظرترتیب
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.