آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۴

    متحجر به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    صفت
    فونتیک فارسی / motehajjer, motahajjer /

    petrified, fossilized

    petrified

    fossilized

    سنگواره‌شده

    جنگل پر از درختان متحجر از دوران باستان بود.

    The forest was full of petrified trees from the ancient era.

    چوب متحجر در موزه شبیه سنگ واقعی است.

    The fossilized wood in the museum looks like real stone.

    صفت
    فونتیک فارسی / motehajjer, motahajjer /

    مجازی antiquated, old-fashioned, fossil, fossilized, bigoted, fanatic, hidebound, button-down

    antiquated

    old-fashioned

    fossil

    fossilized

    bigoted

    fanatic

    hidebound

    button-down

    قدیمی‌مسلک

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    مغزهای متحجر آن‌ها مسائل امروز را درک نمی‌کند.

    Their fossilized brains do not grasp today's problems.

    مردی با مغزی متحجر

    a man with a button-down mind

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد متحجر

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    صفت
    متضاد:
    نوگرا
    مترادف:
    ارتجاعی قشری واپسگرا
    مترادف:
    فسیل سنگواره

    سوال‌های رایج متحجر

    متحجر به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «متحجر» در زبان انگلیسی به reactionary یا rigid-minded ترجمه می‌شود.

    متحجر به فردی گفته می‌شود که به باورها، ارزش‌ها و شیوه‌های فکری یا رفتاری گذشته چنان پایبند است که هرگونه تغییر، تحول یا نوسازی را رد می‌کند. این واژه بار معنایی منفی دارد و معمولاً برای توصیف کسانی به کار می‌رود که در برابر پیشرفت فکری، فرهنگی یا اجتماعی مقاومت می‌کنند. متحجران اغلب از نوگرایی گریزان‌اند و حتی در مواجهه با شواهد علمی یا منطقی نیز حاضر به بازنگری در دیدگاه‌های خود نیستند.

    رفتار متحجرانه معمولاً ریشه در ترس، تعصب یا ناتوانی در پذیرش پیچیدگی‌های جهان مدرن دارد. شخص متحجر ممکن است جهان را به دو دسته‌ی ساده‌ی "درست" و "نادرست" تقسیم کند و هر چیزی خارج از چارچوب ذهنی خود را ناپذیرفتنی بداند. این نگرش می‌تواند به سرکوب خلاقیت، آزادی فکر و رشد فردی یا جمعی بینجامد.

    در محیط‌های آموزشی، فرهنگی یا کاری، حضور افراد متحجر اغلب مانع شکل‌گیری گفت‌وگوی سازنده می‌شود. آن‌ها ممکن است با روش‌های نوین مخالفت کنند، از تغییر رویه‌ها جلوگیری نمایند یا حتی با افرادی که دیدگاه متفاوتی دارند به تقابل بپردازند. چنین فضای بسته‌ای، باعث فرسایش پویایی و کاهش انگیزه‌ برای پیشرفت می‌شود.

    در ادبیات و هنر، شخصیت‌های متحجر معمولاً به عنوان نماد ایستایی، تعصب و ناتوانی در درک زمانه‌ی خویش به تصویر کشیده می‌شوند. آن‌ها در داستان‌ها گاه در تقابل با شخصیت‌های پیشرو قرار می‌گیرند تا تفاوت دو نوع نگرش به زندگی نمایان شود. از این زاویه، متحجر بودن نه تنها یک ویژگی فردی بلکه نوعی بحران فرهنگی نیز تلقی می‌شود.

    متحجر بودن نه به معنای حفظ ارزش‌ها، بلکه به معنای انجماد فکری است. در حالی که حفظ سنت می‌تواند در کنار نوگرایی معنا داشته باشد، تحجر اغلب به معنای نادیده گرفتن واقعیت‌های نوین و ناتوانی در گفت‌وگوی سالم با دنیای پیرامون است. این ویژگی، چه در فرد و چه در جامعه، نیازمند شناخت، نقد و در صورت امکان، تغییر تدریجی است.

    ارجاع به لغت متحجر

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «متحجر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/متحجر

    لغات نزدیک متحجر

    • - متحاب
    • - متحارب
    • - متحجر
    • - متحجر شدن
    • - متحجر شدن در اندیشه
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.