آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

مقدار کم به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / meghdaare kam /

dash, drop, grain, lick, little, morsel, mouthful, ray, slender, sprinkling, taste, touch, trace, nibble, tiny portion

dash

drop

grain

lick

little

morsel

mouthful

ray

slender

sprinkling

taste

touch

trace

nibble

tiny portion

اندازه‌ی کم

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

من آن مقدار کم را یک پرس کامل در نظر نمی‌گیرم.

I don't call that tiny portion a full serving.

او مقدار کمی از وقتش را برای کمک به پروژه‌ام به من داد.

He gave me a little of his time to help with my project.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت مقدار کم

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «مقدار کم» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مقدار کم

لغات نزدیک مقدار کم

پیشنهاد بهبود معانی