آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۴

      کمربند به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / kamarband /

      belt, cincture, cummerbund, waistband, girdle, cordon, sash, cingulum, girth, gird, strap, harness

      belt

      cincture

      cummerbund

      waistband

      girdle

      cordon

      sash

      cingulum

      girth

      gird

      strap

      harness

      کمربند, belt, cincture, cummerbund, waistband, girdle, cordon, sash, cingulum, girth, gird, strap, harness
      تسمه‌ای از چرم و پارچه برای بستن کمر

      کمربند ایمنی

      seat belt

      کمربند خود را بستن (سفت کردن)

      to fasten one's belt

      اسم
      فونتیک فارسی / kamarband /

      zone, belt

      zone

      belt

      بخش، ناحیه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      کمربند سبز در اطراف شهر

      a green belt around the city

      ایجاد کمربند سبز

      the creation of greenbelts

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد کمربند

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      تسمه دوال شال میان‌بند

      سوال‌های رایج کمربند

      کمربند به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «کمربند» در زبان انگلیسی به belt ترجمه می‌شود.

      کمربند نواری باریک از جنس چرم، پارچه یا مواد مصنوعی است که دور کمر بسته می‌شود و کاربردهای متعددی دارد. در اصل، کمربند برای نگه داشتن شلوار یا دامن به کار می‌رود تا لباس‌ها بهتر و راحت‌تر روی بدن قرار بگیرند، اما در طول زمان کمربند به جزئی مهم از مد و استایل تبدیل شده است.

      کمربندها در انواع مختلفی تولید می‌شوند؛ از کمربندهای ساده و روزمره گرفته تا مدل‌های تزئینی و رسمی که می‌توانند جلوه‌ای خاص به لباس ببخشند. در طراحی کمربندها، قفل یا سگک بخش مهمی است که علاوه بر عملکرد، نقش زیبایی‌شناسانه نیز دارد. برخی کمربندها سگک‌های ساده دارند و برخی دیگر با طرح‌ها و نقش‌های برجسته و هنری تزئین شده‌اند که نشان‌دهنده سلیقه و سبک فرد است.

      علاوه بر کاربردهای معمول، کمربند در برخی حرفه‌ها و فعالیت‌ها نقش حفاظتی یا نشان‌دهنده مقام دارد. مثلاً در ورزش‌های رزمی، رنگ کمربند نمایانگر سطح مهارت ورزشکار است و در نظام‌های نظامی و اداری، کمربندها می‌توانند بخشی از یونیفرم رسمی باشند که درجه و رتبه را مشخص می‌کند. بنابراین کمربند نمادی از نظم، ساختار و حتی اعتبار نیز محسوب می‌شود.

      در فرهنگ‌های مختلف، کمربند بار معنایی و تاریخی دارد و در ادبیات و هنر نیز گاه به عنوان نمادی از قدرت، کنترل یا حتی محدودیت به کار رفته است. کمربندها وسیله‌ای کاربردی و در عین حال نمادین هستند که نقش مهمی در زندگی روزمره و بیان هویت فردی ایفا می‌کنند.

      انتخاب کمربند مناسب می‌تواند تاثیر قابل توجهی بر ظاهر و اعتماد به نفس فرد داشته باشد.

      ارجاع به لغت کمربند

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «کمربند» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/کمربند

      لغات نزدیک کمربند

      • - کمرا
      • - کمربسته
      • - کمربند
      • - کمربند ایمنی
      • - کمربند بافته
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.