آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ آذر ۱۴۰۴

      Ab

      ˌeɪ ˈbiː ˌeɪ ˈbiː

      شکل جمع:

      abs

      توضیحات:

      AB در معنای دوم مخفف لغت about است.

      AB در معنای پنجم مخفف لغت able seaman یا able-bodied seaman است.

      AB در معنای ششم مخفف لغت abort یا abortion است.

      AB در معنای هفتم مخفف لغت airborne است.

      AB در معنای هشتم مخفف لغت airman basic است.

      AB در معنای نهم مخفف لغت Alberta است.

      AB در معنای دهم مخفف لغت bachelor of arts است.

      معنی ab | جمله با ab

      noun countable

      عضله‌ی شکمی

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      He spends hours at the gym to sculpt his abs.

      او ساعت‌ها در باشگاه وقت می‌گذراند تا عضلات شکمش را بسازد.

      Crunches are a common exercise for working your abs.

      دراز‌نشست، تمرینی رایج برای کار کردن عضلات شکم است.

      abbreviation

      درباره

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      She told me ab her new job.

      او درباره‌ی شغل جدیدش به من گفت.

      Let's talk ab it later.

      بیا بعداً درباره‌اش صحبت کنیم.

      noun countable

      آو (یازدهمین ماه سال رسمی و پنجمین ماه تقویم یهودی)

      The month of Ab is considered a time of mourning in Judaism.

      ماه آو در یهودیت به‌عنوان زمان عزا در نظر گرفته می‌شود.

      During Ab, joyful activities are often reduced.

      درطول ماه آو، فعالیت‌های شاد اغلب کاهش می‌یابد.

      noun countable

      گروه خونی AB

      The AB blood group is sometimes called the universal recipient.

      گروه خونی AB گاهی اوقات گیرنده‌ی جهانی نامیده می‌شود.

      A person with AB blood does not produce A or B antibodies.

      فردی با خون AB آنتی‌بادی A یا B تولید نمی‌کند.

      abbreviation

      ملوان ماهر، ملوان قوی‌جثه

      The captain promoted him to AB after his exemplary service.

      ناخدا او را پس‌از خدمت نمونه‌اش به مقام ملوان ماهر ارتقا داد.

      The AB's duties included maintaining the ship's equipment.

      وظایف ملوان قوی‌جثه شامل نگهداری از تجهیزات کشتی بود.

      abbreviation

      سقط جنین

      The doctor advised to consider an AB if the situation worsens.

      پزشک پیشنهاد داد که اگر وضعیت بدتر شود، سقط جنین را در نظر بگیرید.

      The clinic specializes in providing safe AB procedures.

      این کلینیک در ارائه‌ی روش‌های ایمن سقط تخصص دارد.

      abbreviation

      هوایی

      The military conducted an AB operation to assess the new drone technology.

      نیروهای نظامی عملیات هوایی انجام دادند تا فناوری جدید پهپاد را ارزیابی کنند.

      The new camera can capture AB images from high altitudes.

      دوربین جدید می‌تواند تصاویر هوایی را از ارتفاعات بالا ثبت کند.

      abbreviation

      سرباز نیروی هوایی (بدون درجه)

      He graduated as an AB before moving on to advanced training.

      او قبل‌از ادامه‌ی آموزش پیشرفته، به‌عنوان سرباز نیروی هوایی فارغ‌التحصیل شد.

      Every AB must complete basic training successfully.

      هر سرباز نیروی هوایی باید آموزش پایه را با موفقیت به پایان برساند.

      abbreviation

      استان آلبرتا (در کانادا)

      The conference will be held in Edmonton, AB next month.

      کنفرانس ماه آینده در ادمونتون، آلبِرتا برگزار خواهد شد.

      Her new job is located in Lethbridge, AB.

      شغل جدید او در لتبریج، آلبِرتا قرار دارد.

      abbreviation

      انگلیسی آمریکایی لیسانس هنر

      She earned her AB in English Literature last spring.

      او در بهار گذشته مدرک لیسانس هنر خود را در ادبیات انگلیسی دریافت کرد.

      Many universities offer an AB degree in various fields.

      بسیاری از دانشگاه‌ها مدرک لیسانس هنر را در رشته‌های مختلف ارائه می‌دهند.

      prefix

      (-ab) دور، جدا

      Please abstain from smoking in this area.

      لطفاً از سیگار کشیدن در این منطقه خودداری کنید.

      The suspect tried to abscond with the stolen goods.

      متهم سعی کرد با اموال مسروقه فرار کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ab

      1. noun a blood type
        Synonyms:
        group AB type AB
      1. noun the muscles of the abdomen
        Synonyms:
        abdominal abdominal-muscle
      1. noun The eleventh month of the civil year; the fifth month of the ecclesiastical year in the Jewish calendar (in July and August)
        Synonyms:
        av
      1. noun a bachelor's degree in arts and sciences
        Synonyms:
        Ba bachelor-of-arts Artium Baccalaurens

      سوال‌های رایج ab

      شکل جمع ab چی میشه؟

      شکل جمع ab در زبان انگلیسی abs است.

      ارجاع به لغت ab

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ab» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ab

      لغات نزدیک ab

      • - aau
      • - aaup
      • - ab
      • - ab initio
      • - ab intra
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      diazo sever cyan Franco ter correct sterno supra UX user experience winning gallery music box latency qualification gravitational پرجذبه جوانه‌ی لوبیا جیرجیرکننده غیرقابل حصول خاورنشین گرین‌میل زغال‌دار خودرویی پاداش بازنشستگی دندان‌قروچه تحول عظیم بخور زنده‌زا ساعت‌گرد صلبیه‌ای
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.