فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Acoustic

əˈkuːstɪk əˈkuːstɪk
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    acoustics

معنی‌ها و نمونه‌جمله

  • adjective
    آوا شنودی، وابسته به شنوایی، مربوط به صدا، مربوط به سامعه
  • adjective
    صوتی، سمعی
    • - The new hall is an acoustic marvel.
    • - سالن جدید از نظر پژواک‌شناختی عالی است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد acoustic

  1. adjective sound
    Synonyms: audile, audio, auditory, aural, hearing, phonic

ارجاع به لغت acoustic

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «acoustic» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/acoustic

لغات نزدیک acoustic

پیشنهاد بهبود معانی