Back End

ˈbækˌend ˈbæk ˌend ˈbækˌend ˈbækˌend ˈbækˌend
آخرین به‌روزرسانی:

توضیحات

این واژه در حالت صفت (adjective) به این شکل نوشته می‌شود: back-end

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    پشت، قسمت عقب (چیزی)
    • - He lost control of the back end of his car.
    • - کنترل قسمت عقب ماشینش را از دست داد.
    • - the back end of a calf
    • - قسمت عقب گوساله
    • - dog's back end
    • - پشت سگ
  • noun
    آخرین بخش، مرحله‌ی پسین، آخرین قسمت یک فرایند
    • - the back end of the movie
    • - آخرین بخش فیلم
    • - The back end of the project requires more attention as it involves the final testing and debugging process.
    • - مرحله‌ی پسین پروژه به توجه بیشتری نیاز دارد؛ زیرا مشتمل بر تست نهایی و فرایند اشکال‌زدایی است.
  • noun countable
    کامپیوتر بک‌اند، پشتگاه (بخشی از سیستم نرم‌افزاری که معمولاً برای کاربر آن سیستم قابل‌مشاهده یا در دسترس نیست)
    • - The Fast Dictionary developers have spent years working on the back end of the software.
    • - توسعه‌دهندگان فست‌دیکشنری سال‌ها روی بک‌اند این نرم‌افزار کار کرده‌اند.
    • - The back end of the website was experiencing some technical difficulties, causing the site to crash.
    • - پشتگاه وب‌سایت با مشکلات فنی مواجه بود که باعث از کار افتادن سایت شد.
  • adjective
    کامپیوتر مربوط به بک‌اند، مربوط به پشتگاه
    • - a back-end server
    • - سرور بک‌اند
    • - The back-end developer was responsible for coding the server-side of the website.
    • - توسعه‌دهنده‌ی بک‌اند مسئول کدگذاری سمت سرور وب‌سایت بود.
  • adjective
    نهایی، پایانی، مربوط به آخرین قسمت یک فرایند
    • - The back-end process of the project was quite complex.
    • - فرایند نهایی این پروژه بسیار پیچیده بود.
    • - The back-end operations of the company are handled by a team of experienced professionals.
    • - تیمی از متخصصان باتجربه کارهای نهایی شرکت را انجام می‌دهند.
  • noun
    انگلیسی بریتانیایی پایان سال (پاییز و اوایل زمستان)
    • - Many companies choose to launch new products during the back end of the year.
    • - بسیاری از شرکت‌ها تصمیم می‌گیرند که محصولات جدیدی را در پایان سال عرضه کنند.
    • - The back end of the year is typically when the weather starts to get colder and the days get shorter.
    • - پایان سال زمانی است که معمولاً هوا سردتر می‌شود و روزها کوتاه‌تر می‌شوند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت back end

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «back end» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/backend

لغات نزدیک back end

پیشنهاد بهبود معانی