آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ شهریور ۱۴۰۴

      Blown

      bloʊn bləʊn

      مصدر:

      blow

      سوم‌شخص مفرد:

      blows

      وجه وصفی حال:

      blowing

      معنی blown | جمله با blown

      شکل سوم فعل blow

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The leaves were blown across the street by the strong wind.

      برگ‌ها توسط باد شدید در سراسر خیابان پراکنده شدند.

      The candle had been blown out before we entered the room.

      شمع قبل‌از اینکه وارد اتاق شویم، خاموش شده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      blown flowers

      گل‌های شکفته

      a full-blown storm

      توفان تمام‌عیار

      adjective

      ورم‌کرده، متورم، پف‌کرده، بادکرده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      His fingers were blown from the allergic reaction.

      انگشتانش بر اثر واکنش آلرژیک ورم کردند.

      The patient’s abdomen appeared blown, indicating possible internal swelling.

      شکم بیمار بادکرده به‌نظر می‌رسید که نشانه‌ی احتمال ورم داخلی بود.

      adjective

      خسته، ازنفس‌افتاده

      He was completely blown after running up the stairs.

      او پس‌از دویدن از پله‌ها کاملاً از نفس افتاده بود.

      After climbing the hill, they were all blown and needed a rest.

      پس‌از بالا رفتن از تپه، همه خسته شده بودند و نیاز به استراحت داشتند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد blown

      1. adjective buffeted
        Synonyms:
        whirled wafted fanned windblown buffeted fluttered whisked puffed

      سوال‌های رایج blown

      گذشته‌ی ساده blown چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده blown در زبان انگلیسی blew است.

      وجه وصفی حال blown چی میشه؟

      وجه وصفی حال blown در زبان انگلیسی blowing است.

      سوم‌شخص مفرد blown چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد blown در زبان انگلیسی blows است.

      ارجاع به لغت blown

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «blown» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/blown

      لغات نزدیک blown

      • - blowhole
      • - blowing
      • - blown
      • - blowoff
      • - blowout
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      paltry fly in the ointment bawl out cast-off pre-exist x-ray bow-legged fat-witted best-seller high-flown close-fitting riff-raff half-hearted non-cooperation extraneous خوابگردی خوداتکایی شترمرغ اهداف شبیه خاورمیانه تصنیف درق درخواست درخواست کتبی دگرگرایی راضی کردن خیارشور روباه‌صفت لباس‌کار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.