Bodiless

American: ˈbodiləs British: ˈbodiləs
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • adjective
    غیرجسمانی، بی‌بدن، معنوی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد bodiless

  1. adjective Having no body, form, or substance
    Synonyms: immaterial, incorporeal, insubstantial, spiritual, disembodied, unbodied, discarnate, metaphysical, discorporate, nonphysical, unembodied, uncorporal, unsubstantial, nonsubstantial, unconcrete, unsubstanced
  2. adjective Having no trunk or main part
    Synonyms: bodyless

ارجاع به لغت bodiless

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «bodiless» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/bodiless

لغات نزدیک bodiless

پیشنهاد بهبود معانی