ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Cashmere

ˈkæʃmɪr ˈkæʃmɪr ˈkæʃmɪə
آخرین به‌روزرسانی:

توضیحات

املای جدید این لغت در معنای دوم: Kashmir

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun
    کشمیر (پشم بز و پارچه‌ای به همین نام که وجه تسمیه‌ی آن به ناحیه‌ی کشمیر برمی‌گردد)
    • - Cashmere is known for its exceptional softness.
    • - کشمیر به لطافت استثنایی‌اش معروف است.
    • - The scarf was made of 100% pure cashmere.
    • - این روسری از کشمیر صد درصد خالص ساخته شده بود.
  • noun
    جغرافیا کشمیر (منطقه‌ای در شمال غربی شبه‌قاره‌ی هند) (با C بزرگ)
    • - The beauty of Cashmere's mountainous terrain has captivated artists and writers throughout history.
    • - زیبایی زمین کوهستانی کشمیر هنرمندان و نویسندگان را در طول تاریخ مجذوب خود کرده است.
    • - The inhabitants of Cashmere have developed unique weaving techniques.
    • - ساکنان کشمیر تکنیک‌های بافندگی منحصر‌به‌فردی را توسعه داده‌اند.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cashmere

  1. noun An area in southwestern Asia whose sovereignty is disputed between Pakistan and India
    Synonyms: kashmir, jammu-and-kashmir

ارجاع به لغت cashmere

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cashmere» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/cashmere

لغات نزدیک cashmere

پیشنهاد بهبود معانی