آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ اسفند ۱۴۰۴

      Catfish

      ˈkætˌfɪʃ ˈkætˌfɪʃ

      گذشته‌ی ساده:

      catfished

      شکل سوم:

      catfished

      سوم‌شخص مفرد:

      catfishes

      وجه وصفی حال:

      catfishing

      شکل جمع:

      catfish

      معنی catfish | جمله با catfish

      noun countable

      جانورشناسی گربه‌ماهی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      The catfish has a flat head and smooth skin.

      گربه‌ماهی، سری تخت و پوستی صاف دارد.

      Many species of catfish live in freshwater rivers and lakes.

      گونه‌های زیادی از گربه‌ماهی در رودخانه‌ها و دریاچه‌های آب شیرین زندگی می‌کنند.

      noun countable informal

      شبکه‌های اجتماعی فریب‌کار، کلاه‌بردار اینترنتی (فردی که با هویت جعلی در شبکه‌های اجتماعی برای فریب یا جذب مردم فعالیت می‌کند)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      He felt embarrassed after realizing he had fallen for a catfish.

      پس‌از اینکه فهمید فریب کلاهبردار اینترنتی را خورده، احساس شرمندگی کرد.

      Catfish often create broad profile interests to attract more victims.

      کلاهبرداران اینترنتی معمولاً علایق گسترده‌ای در پروفایل خود درج می‌کنند تا افراد بیشتری را جذب کنند.

      verb - transitive informal

      شبکه‌های اجتماعی فریب دادن، کلاه‌برداری کردن (با هویت جعلی در فضای مجازی)

      He created a fake identity to catfish strangers online.

      او هویت ساختگی‌ای ایجاد کرد تا غریبه‌ها را در فضای آنلاین فریب بدهد.

      It is illegal to catfish someone for financial gain in many countries.

      در بسیاری از کشورها، کلاه‌برداری از دیگران با هویت جعلی برای سود مالی غیرقانونی است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد catfish

      1. noun large ferocious northern deep-sea food fishes with strong teeth and no pelvic fins
        Synonyms:
        wolf fish wolffish cusk pout flathead mudcat sucker mud banjo

      سوال‌های رایج catfish

      گذشته‌ی ساده catfish چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده catfish در زبان انگلیسی catfished است.

      شکل سوم catfish چی میشه؟

      شکل سوم catfish در زبان انگلیسی catfished است.

      شکل جمع catfish چی میشه؟

      شکل جمع catfish در زبان انگلیسی catfish است.

      وجه وصفی حال catfish چی میشه؟

      وجه وصفی حال catfish در زبان انگلیسی catfishing است.

      سوم‌شخص مفرد catfish چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد catfish در زبان انگلیسی catfishes است.

      ارجاع به لغت catfish

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «catfish» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/catfish

      لغات نزدیک catfish

      • - caterpillar
      • - caterwaul
      • - catfish
      • - catgut
      • - cath
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.