آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ آذر ۱۴۰۴

      Co

      koʊ- kəʊ-

      توضیحات:

      در معنای دوم .Co مخفف لغت company است.

      در معنای سوم .Co مخفف لغت county است.

      در معنای چهارم CO مخفف لغت Commanding Officer است.

      در معنای پنجم CO مخفف لغت Colorado است.

      در معنای ششم Co مخفف لغت cobalt است.

      معنی co | جمله با co

      prefix

      (-co) با، باهم

      He is the co-founder of the tech company.

      او هم‌بنیان‌گذار آن شرکت فناوری است.

      The co-pilot landed the plane safely.

      کمک‌خلبان هواپیما را با ایمنی به زمین نشاند.

      abbreviation noun uncountable

      (.Co) شرکت، کسب‌وکار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      Smith & Co. was founded in 1978.

      شرکت اسمیت در سال ۱۹۷۸ تأسیس شد.

      They ordered the supplies from Johnson & Co.

      آن‌ها لوازم را از شرکت جانسون سفارش دادند.

      abbreviation noun uncountable

      شهرستان

      Nassau Co. is located on Long Island.

      شهرستان ناساو در لانگ آیلند قرار دارد.

      Co. Mayo is in western Ireland.

      شهرستان میو در مناطق غربی ایرلند است.

      abbreviation noun countable

      (CO) فرمانده (نظامی)

      After ten years in the army, he became a CO.

      پس‌از ده سال خدمت در ارتش، او فرمانده شد.

      The CO was respected by everyone in the battalion.

      فرمانده در بین تمام افراد گردان مورد احترام بود.

      abbreviation noun

      (CO) ایالت کلرادو (در آدرس استفاده می‌شود)

      She moved from Austin, TX to Fort Collins, CO.

      او از آستین، تگزاس، به فورت کالینز، کلرادو نقل مکان کرد.

      Boulder, CO is known for its tech scene and beautiful nature.

      بولدر، واقع در کلرادو، به‌خاطر فضای فناوری و طبیعت زیبایش معروف است.

      symbol

      شیمی عنصر شیمیایی (Co) کبالت، عنصر کبالت

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده

      Co salts are used to produce a deep blue color in glass.

      نمک‌های کبالت برای تولید رنگ آبی تیره در شیشه‌سازی استفاده می‌شوند.

      Co is often used in lithium-ion batteries.

      کبالت معمولاً در باتری‌های لیتیوم-یونی استفاده می‌شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد co

      1. a hard ferromagnetic silver-white bivalent or trivalent metallic element; a trace element in plant and animal nutrition
        Synonyms:
        cobalt atomic number 27 carbon monoxide gas carbon-monoxide
      1. noun A state in west central United States in the Rocky Mountains
        Synonyms:
        colorado centennial-state
      1. noun one who refuses to serve in the armed forces on grounds of conscience
        Synonyms:
        conscientious objector

      ارجاع به لغت co

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «co» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/co

      لغات نزدیک co

      • - cnossus
      • - cns
      • - co
      • - co ed
      • - co-determination
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.