آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ فروردین ۱۴۰۴

      Cried

      ˈkraɪd kraɪd

      مصدر:

      cry

      سوم‌شخص مفرد:

      cries

      وجه وصفی حال:

      crying

      معنی cried | جمله با cried

      گذشته‌ی ساده و شکل سوم فعل cry

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      I cried for hours after watching the heartbreaking movie.

      بعداز دیدن این فیلم دل‌خراش، ساعت‌ها گریه کردم.

      She cried when she heard the sad news.

      وقتی این خبر غم‌انگیز را شنید گریه کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She has cried many times during difficult moments in her life.

      او در لحظات سخت زندگی‌اش بارها گریه کرده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cried

      1. verb to call; said of other than human creatures
        Synonyms:
        barked howled roared screamed growled snarled squealed grunted yelped yapped neighed brayed crowed whined squeaked squawked yowled bellowed hissed cackled chattered whistled hooted clucked twittered trilled croaked gabbled whinnied clacked
      1. verb to make known vigorously the positive features of (a product).
        Synonyms:
        promoted publicized popularized pushed pitched ballyhooed
      1. verb to speak suddenly or sharply, as from surprise or emotion.
        Synonyms:
        exclaimed ejaculated
      1. verb shed tears because of sadness, rage, or pain
        Synonyms:
        wept sobbed wailed whined complained moaned groaned bawled blubbered snivelled squalled whimpered lamented grieved sorrowed bemoaned howled yammered keened deplored yowled puled ululated
        Antonyms:
        laughed rejoiced exulted

      سوال‌های رایج cried

      وجه وصفی حال cried چی میشه؟

      وجه وصفی حال cried در زبان انگلیسی crying است.

      سوم‌شخص مفرد cried چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cried در زبان انگلیسی cries است.

      ارجاع به لغت cried

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cried» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cried

      لغات نزدیک cried

      • - cricketer
      • - cricoid
      • - cried
      • - crier
      • - crikey
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.