فیزیک وضعیت بحرانی، حالت بحرانی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The reactor reached criticality after the control rods were withdrawn.
پساز خارج کردن میلههای کنترل، راکتور به وضعیت بحرانی رسید.
Criticality occurs when neutron production equals neutron losses.
وضعیت بحرانی زمانی رخ میدهد که تولید نوترون با از دست دادن نوترون برابر شود.
Engineers monitor criticality to prevent an unintended chain reaction.
مهندسان وضعیت بحرانی را برای جلوگیری از واکنش زنجیرهای ناخواسته پایش میکنند.
Maintaining criticality is essential for steady power generation.
حفظ وضعیت بحرانی برای تولید برق پایدار ضروری است.
Operators adjusted the coolant flow to control criticality.
اپراتورها جریان خنککننده را برای کنترل وضعیت بحرانی تنظیم کردند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «criticality» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/criticality