شکل جمع:
cutoutsبرش، مدل، ماکت (یا نمونهی هرچیز که دور آن برش خورده و میتواند بهصورت عمودی بایستد)
She placed a cutout of a cat in the window to scare away birds.
او ماکت گربه را در پنجره قرار داد تا پرندگان را بترساند.
The artist displayed several intricate paper cutouts in the gallery.
این هنرمند چندین برش کاغذی پیچیده را در گالری به نمایش گذاشت.
The stage set included a large cutout of a castle.
صحنهی نمایش شامل مدلی بزرگ از قلعه بود.
برش، بریدگی، سوراخ (فضای خالی ایجادشده از دوربُری چیزی روی کاغذ، مقوا و ...)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The cardboard box had several circular cutouts for ventilation.
جعبهی مقوایی چندین سوراخ دایرهای برای تهویهی هوا داشت.
The decorative lantern featured intricate cutouts that cast beautiful shadows.
فانوس تزئینی دارای برشهای پیچیدهای بود که سایههای زیبایی ایجاد میکرد.
The children made paper snowflakes by folding and creating cutouts in the paper.
بچهها با تا کردن و ایجاد بریدگی در کاغذ، دانههای برف کاغذی درست کردند.
مداربند، سوئیچ قطع جریان، فیوز خودکار
A faulty cutout was the reason the motor suddenly stopped working.
مداربند معیوب دلیل توقف ناگهانی موتور بود.
He replaced the old cutout with a more reliable model.
او سوئیچ قطع جریان قدیمی را با مدلی مطمئنتر جایگزین کرد.
شکل جمع cutout در زبان انگلیسی cutouts است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «cutout» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cutout