گذشتهی ساده:
decentralizedشکل سوم:
decentralizedسومشخص مفرد:
decentralizesوجه وصفی حال:
decentralizingشکل نوشتاری این لغت در انگلیسی بریتانیایی: decentralise
سیاست غیرمتمرکز کردن، تمرکززدایی کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Decentralizing the system allows faster decision-making in each department.
غیرمتمرکز کردن سیستم، امکان تصمیمگیری سریعتر در هر بخش را فراهم میکند.
The government has decided to decentralize education and give more power to the provinces.
دولت تصمیم گرفته است که آموزش را تمرکززدایی کرده و به شهرستانها اختیارات بیشتری بدهد.
گذشتهی ساده decentralize در زبان انگلیسی decentralized است.
وجه وصفی حال decentralize در زبان انگلیسی decentralizing است.
سومشخص مفرد decentralize در زبان انگلیسی decentralizes است.
شکل سوم decentralize در زبان انگلیسی decentralized است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «decentralize» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/decentralize