Earsplitting

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adjective
گوشخراش

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد earsplitting

  1. adjective loud
    Synonyms:
    noisy deafening piercing shrill ringing penetrating blaring thunderous strident

ارجاع به لغت earsplitting

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «earsplitting» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/earsplitting

لغات نزدیک earsplitting

پیشنهاد بهبود معانی