فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fair-weather

ˈfeˌrweðər ˈfeˌrweðə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    (فقط) مناسب برای هوای خوب، در هوای خوب
    • - a fair-weather sailboat
    • - کشتی بادبانی ویژه‌ی هوای ملایم (که در هوای بد نمی‌شود از آن استفاده کرد)
    • - The fair-weather picnic was wonderful, with the sun shining and a light breeze.
    • - پیک‌نیک در هوای خوب، با نور خورشید و نسیم ملایم فوق‌العاده بود.
  • adjective
    روز خوشی، بی‌وفا، نیمه‌راه (رفیق)
    • - I prefer to surround myself with genuine friends who are there for me through both the good times and the bad, not fair-weather friends.
    • - ترجیح می‌دهم اطرافم را با دوستان واقعی احاطه کنم که هم در زمان‌های خوب و هم در بدی‌ها کنار من هستند، نه با دوستان روز خوشی.
    • - The fair-weather fans quickly turned against the team as soon as they started losing games.
    • - هواداران بی‌وفا به محض اینکه تیم شروع به از دست دادن بازی‌ها کردند، به سرعت مقابل تیم قرار گرفتند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد fair-weather

  1. noun Moderate weather; suitable for outdoor activities
    Synonyms: sunshine, temperateness

ارجاع به لغت fair-weather

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fair-weather» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fair-weather

لغات نزدیک fair-weather

پیشنهاد بهبود معانی