فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Filling Station

ˈfɪlɪŋˈsteɪʃn̩ ˈfɪlɪŋˈsteɪʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun phrase
    پمپ بنزین
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد filling station

  1. noun service station
    Synonyms: gasoline station, gas station, petrol station

ارجاع به لغت filling station

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «filling station» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/filling station

لغات نزدیک filling station

پیشنهاد بهبود معانی