فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Free-form

ˈfriːˌfɔːrm ˈfriːˌfɔːrm ˈfriːˌfɔːm
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

  • adjective
    دارای بدنه یا سطح پرانحنا، قوس‌دار، کمان‌سانه
  • adjective
    بی‌مقدمه، خودانگیخته، خودجوش، (اثر هنری) آزاد (بدون پیروی از سبک یا سنت به‌خصوص)
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد free-form

  1. A morpheme that can occur alone
    Synonyms: free-morpheme, minimum free form, semanteme, word

ارجاع به لغت free-form

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «free-form» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/free-form

لغات نزدیک free-form

پیشنهاد بهبود معانی