فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Freelancer

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    فریلنسر، آزادکار، خویش‌فرما
    • - I am a full-time freelancer.
    • - فریلنسر تمام‌وقت هستم.
    • - He is an experienced freelancer.
    • - او آزادکاری باتجربه است.
    • - They hired a freelancer to write the article.
    • - آن‌ها یک آزادکار را استخدام کردند تا مقاله را بنویسد.
    • - I'm currently working as a freelancer for a few different companies.
    • - در حال حاضر به‌عنوان فریلنسر برای چند شرکت مختلف کار می‌کنم.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد freelancer

  1. noun A writer or artist who sells services to different employers without a long-term contract with any of them
    Synonyms: freelance, free lance, independent, self-employed-person

ارجاع به لغت freelancer

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «freelancer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/freelancer

لغات نزدیک freelancer

پیشنهاد بهبود معانی