آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ دی ۱۴۰۳

    Gown

    ɡaʊn ɡaʊn

    شکل جمع:

    gowns

    معنی gown | جمله با gown

    noun countable

    پوشاک لباس مجلسی، لباس شب (لباس زنانه‌ی بلندی که در مجالس رسمی پوشیده می‌شود)

    He carefully hung the gown in the closet.

    او لباس مجلسی را با احتیاط روی کمد آویزان کرد.

    Pegah admired the intricate details of her sister's beautiful evening gown.

    پگاه جزئیات ظریف لباس شب زیبای خواهرش را تحسین کرد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    She wore a beautiful gown to the gala.

    او برای جشنواره لباس مجلسی زیبایی پوشیده بود.

    noun countable

    پوشاک روپوش، لباس مخصوص، ردا (لباس بلند و گشادی که برای کاربرد خاصی روی لباس‌های دیگر پوشیده می‌شود)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    The advocate gown symbolizes the commitment to justice and equality.

    لباس وکالت نماد تعهد به عدالت و برابری است.

    The young patient felt uncomfortable in the thin hospital gown.

    بیمار جوان در لباس نازک بیمارستان احساس ناراحتی می‌کرد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    She wore her graduation gown with pride.

    او لباس فارغ‌التحصیلی خود را با افتخار به تن کرد.

    The old surgeon put on a clean surgical gown before the operation.

    جراح کهن‌سال قبل‌از عمل روپوش جراحی تمیزی را پوشید.

    noun plural

    دانشگاهیان، اهالی دانشگاه

    The gown celebrated the achievements of the at the graduation ceremony.

    اهالی دانشگاه در مراسم فارغ‌التحصیلی دستاوردهای دانشجویان را جشن گرفتند.

    The university aims to minimize the conflicts between town and gown.

    هدف این دانشگاه به حداقل رساندن تضادهای بین دانشگاهیان و غیردانشگاهیان است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد gown

    1. noun robe, dress
      Synonyms:
      clothes garment dress frock habit

    سوال‌های رایج gown

    شکل جمع gown چی میشه؟

    شکل جمع gown در زبان انگلیسی gowns است.

    ارجاع به لغت gown

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «gown» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/gown

    لغات نزدیک gown

    • - gower
    • - gowk
    • - gown
    • - gownsman
    • - goy
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.