آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴

    H

    eɪtʃ eɪtʃ

    شکل جمع:

    hs

    توضیحات:

    همچنین در حالت جمع می‌توان از H's یا h's به‌جای Hs استفاده کرد.

    h در معنای سوم مخفف لغت hour است.

    h در معنای چهارم مخفف لغت height است.

    معنی H | جمله با H

    noun countable uncountable

    H (هشتمین حرف الفبای انگلیسی)

    He wrote a large H on the paper.

    او H بزرگی را روی کاغذ نوشت.

    The word "hat" begins with the letter H.

    کلمه "hat" با حرف H شروع می‌شود.

    noun countable

    زیست‌شناسی (سرده) انسان

    h در این معنی مخفف کلمه‌ی homo است.

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    H behavior varies significantly across different environments.

    رفتار انسان در محیط‌های مختلف به‌طور قابل توجهی متفاوت است.

    Researchers are studying H diversity in ancient populations.

    محققان درحال مطالعه‌ی تنوع انسان در جمعیت‌های باستانی هستند.

    abbreviation noun countable

    تقویم (h) ساعت

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی تقویم

    مشاهده

    The flight duration is 12 hs.

    مدت‌زمان پرواز ۱۲ ساعت است.

    The meeting will start at 14:00 h.

    جلسه در ساعت ۱۴ بعدازظهر آغاز می‌شود.

    abbreviation noun

    ریاضی فیزیک (h) ارتفاع، بلندی، بلندا، فرازا

    The table's h is 30 inches.

    ارتفاع این میز ۳۰ اینچ است.

    She measured the h of the box.

    او بلندای جعبه را اندازه‌گیری کرد.

    symbol uncountable

    شیمی عنصر شیمیایی (H) هیدروژن، عنصر هیدروژن، گاز هیدروژن (نماد شیمیایی عنصر Hydrogen)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

    مشاهده

    H is the lightest element on the periodic table.

    هیدروژن سبک‌ترین عنصر جدول تناوبی است.

    In water, two H atoms bond with one O atom.

    در آب، دو اتم هیدروژن با یک اتم اکسیژن پیوند دارند.

    symbol

    زیست‌شناسی شیمی هیستیدین (یکی از ۲۰ اسید آمینه‌ی اصلی در ساخت پروتئین‌ها که در بدن انسان و دیگر موجودات زنده نقشی حیاتی ایفا می‌کند) (نماد histidine)

    H plays a crucial role in protein synthesis.

    هیستیدین در سنتز پروتئین نقش مهمی ایفا می‌کند.

    In biochemistry, H is essential for pH regulation.

    در بیوشیمی، هیستیدین برای تنظیم پی‌اچ ضروری است.

    symbol

    فیزیک (h) ثابت پلانک (یکی از بنیادی‌ترین ثابت‌های فیزیک کوانتومی که نشانگر مقیاس انرژی و طول موج است و در تبیین رفتار ذرات زیراتمی نقشی کلیدی ایفا می‌کند) (نماد Planck's constant)

    In quantum mechanics, Planck's constant is denoted by the symbol "h".

    در مکانیک کوانتومی، ثابت پلانک با نماد "h" نشان داده می‌شود.

    The "h" plays a crucial role in the quantization of energy levels.

    ثابت پلانک در کوانتیزاسیون سطوح انرژی نقش مهمی ایفا می‌کند.

    symbol

    شیمی فیزیک آنتالپی، اندرتافت، درون‌گرمی (مقدار کل محتوای انرژی سامانه در فشار و دمای ثابت) (نماد enthalpy)

    Enthalpy (H) is crucial for understanding heat transfer.

    آنتالپی (H) برای درک انتقال حرارت بسیار مهم است.

    In thermodynamics, we often calculate H for various processes.

    در ترمودینامیک، ما اغلب آنتالپی را برای فرایندهای مختلفی محاسبه می‌کنیم.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد H

    1. a unit of inductance in which an induced electromotive force of one volt is produced when the current is varied at the rate of one ampere per second
      Synonyms:
      henry hydrogen atomic number 1
    1. noun (thermodynamics) a thermodynamic quantity equal to the internal energy of a system plus the product of its volume and pressure
      Synonyms:
      enthalpy heat content total heat
    1. noun the constant of proportionality relating the energy of a photon to its frequency; approximately 6.626 x 10^-34 joule-second
      Synonyms:
      planck's constant

    سوال‌های رایج H

    شکل جمع H چی میشه؟

    شکل جمع H در زبان انگلیسی hs است.

    ارجاع به لغت H

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «H» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/h

    لغات نزدیک H

    • - gyrus
    • - gyve
    • - H
    • - H-bomb
    • - H8
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.