Inherently

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adverb
ذاتا، اساسا، به طور فطری

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد inherently

  1. adverb innately
    Synonyms:
    naturally intrinsically natively by birth constitutionally congenitally genetically inseparably immanently

لغات هم‌خانواده inherently

  • adverb
    inherently

ارجاع به لغت inherently

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «inherently» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/inherently

لغات نزدیک inherently

پیشنهاد بهبود معانی