آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ فروردین ۱۴۰۴

      Interlock

      ˌɪntərˈlɑːk ˌɪntəˈlɒk

      گذشته‌ی ساده:

      interlocked

      شکل سوم:

      interlocked

      سوم‌شخص مفرد:

      interlocks

      وجه وصفی حال:

      interlocking

      شکل جمع:

      interlocks

      معنی interlock | جمله با interlock

      verb - intransitive verb - transitive

      در هم قفل شدن، در هم چفت شدن، درگیر شدن، به هم پیوستن

      The pieces of the toy interlock easily.

      قطعات اسباب‌بازی به‌راحتی در هم چفت می‌شوند.

      The gears interlock perfectly.

      چرخ‌دنده‌ها به‌طور کامل در هم قفل می‌شوند.

      noun countable uncountable

      درهم‌قفل‌شدگی، درهم‌چفت‌شدگی، درهم‌رفتگی، اتصال درهم

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      There was a complex interlock between the parts of the system.

      بین اجزای سیستم اتصال پیچیده‌ای وجود داشت.

      The interlock of the floor tiles made installation easy.

      درهم‌رفتگی کاشی‌های کف زمین، نصب آن‌ها را آسان کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an interlock on an elevator door

      هم‌وابستگر درب آسانسور (که فقط هنگام توقف دستگاه باز می‌شود)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد interlock

      1. verb coordinate in such a way that all parts work together effectively
        Synonyms:
        mesh engage intertwine interlink interlace interdigitate
      1. noun the act of interlocking or meshing
        Synonyms:
        meshing interlocking mesh interdigitation ignition-interlock
      1. verb become engaged or intermeshed with one another
        Synonyms:
        lock

      سوال‌های رایج interlock

      گذشته‌ی ساده interlock چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده interlock در زبان انگلیسی interlocked است.

      شکل سوم interlock چی میشه؟

      شکل سوم interlock در زبان انگلیسی interlocked است.

      شکل جمع interlock چی میشه؟

      شکل جمع interlock در زبان انگلیسی interlocks است.

      وجه وصفی حال interlock چی میشه؟

      وجه وصفی حال interlock در زبان انگلیسی interlocking است.

      سوم‌شخص مفرد interlock چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد interlock در زبان انگلیسی interlocks است.

      ارجاع به لغت interlock

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «interlock» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/interlock

      لغات نزدیک interlock

      • - interlining
      • - interlink
      • - interlock
      • - interlocking directorates
      • - interlocution
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.