آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۹ بهمن ۱۴۰۲

    Jib

    dʒɪb dʒɪb

    گذشته‌ی ساده:

    jibbed

    شکل سوم:

    jibbed

    وجه وصفی حال:

    jibbing

    شکل جمع:

    jibs

    معنی jib | جمله با jib

    noun countable

    بادبان سه‌گوش جلو (کشتی و قایق)

    The jib helped the sloop navigate smoothly through the water.

    بادبان سه‌گوش جلو به اسلوپ کمک کرد تا به‌آرامی در آب حرکت کند.

    The captain ordered the crew to hoist the jib.

    کاپیتان به خدمه دستور داد که بادبان سه‌گوش جلو را بالا بکشند.

    noun countable

    بازوی گردان، بازوی متحرک (در جرثقیل و غیره)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    The jib of the crane was equipped with a hook to securely lift and transport objects.

    بازوی گردان جرثقیل به چنگکی برای بلند کردن و حمل‌ونقل ایمن اشیا مجهز بود.

    He operated the jib of the crane to lift heavy materials.

    او برای بلند کردن مواد سنگین بازوی متحرک جرثقیل را هدایت می‌کرد.

    verb - intransitive

    رم کردن، بی‌میلی نشان دادن، خودداری کردن، پرهیز کردن امتناع کردن، (از جای خود) جم نخوردن، جلو نرفتن

    The horse jibbed at a snake.

    اسب با دیدن مار رم کرد.

    She jibbed on singing because the men were there.

    چون مردها آنجا بودند از آواز خواندن امتناع کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد jib

    1. verb refuse to comply
      Synonyms:
      resist balk baulk
    1. verb shift from one side of the ship to the other
      Synonyms:
      change course jibe gybe
    1. adjective
      Synonyms:
      mizzen
    1. noun
      Synonyms:
      sail boom arm foresail topsail staysail spinnaker spanker trysail mainsail stop fore-topsail main-topsail forestaysail foreroyal moonsail moonraker

    Idioms

    cut of one's jib

    (عامیانه) ظاهر شخص، طرز لباس پوشیدن

    سوال‌های رایج jib

    گذشته‌ی ساده jib چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده jib در زبان انگلیسی jibbed است.

    شکل سوم jib چی میشه؟

    شکل سوم jib در زبان انگلیسی jibbed است.

    شکل جمع jib چی میشه؟

    شکل جمع jib در زبان انگلیسی jibs است.

    وجه وصفی حال jib چی میشه؟

    وجه وصفی حال jib در زبان انگلیسی jibbing است.

    ارجاع به لغت jib

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «jib» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/jib

    لغات نزدیک jib

    • - jiangsu
    • - jiangxi
    • - jib
    • - jib boom
    • - jibboom
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    forfeiture fordo foremost awakening Jesus Christ me mrs position chasten Dom chaparral update appetizing aerosol convenience بی ریش آیلتس بیابان بی‌خود بیرون مد روز بیسکویت ترد بیهوش کردن بیل بی‌تاب بی‌تابی بی‌تربیت بی‌حس بی‌خبر بی‌خیال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.