گذشتهی ساده:
kicked downشکل سوم:
kicked downسومشخص مفرد:
kicks downوجه وصفی حال:
kicking downلگد زدن (با لگد شکستن یا باز کردن چیزی)
He lost his balance when he tried to kick down the box.
وقتی سعی کرد جعبه را با لگد بشکند، تعادلش را از دست داد.
The police kicked the door down during the raid.
پلیس در جریان یورش، در را با لگد باز کرد.
راهنمایی و رانندگی دنده را پایین آوردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی راهنمایی و رانندگی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Modern cars kick down smoothly without the driver noticing much.
خودروهای مدرن کاهش دنده را بدون اینکه راننده خیلی متوجه شود، بسیار نرم انجام میدهند.
The transmission automatically kicked down for more power.
گیربکس برای قدرت بیشتر، بهطور خودکار دنده را پایین آورد.
گذشتهی ساده kick down در زبان انگلیسی kicked down است.
شکل سوم kick down در زبان انگلیسی kicked down است.
وجه وصفی حال kick down در زبان انگلیسی kicking down است.
سومشخص مفرد kick down در زبان انگلیسی kicks down است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «kick down» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/kick-down