آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Kimono

kəˈmoʊnoʊ kɪˈməʊnəʊ

شکل جمع:

kimonos

معنی kimono | جمله با kimono

noun countable

پوشاک کیمونو (لباس سنتی ژاپنی با آستین‌های گشاد)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

She wore a beautiful silk kimono to the traditional Japanese tea ceremony.

او کیمونوی ابریشمی زیبایی در مراسم سنتی چای ژاپنی‌ها پوشید.

The museum displayed several 19th-century Japanese kimonos.

موزه، چند کیمونوی ژاپنی قرن نوزدهمی را به نمایش گذاشت.

پیشنهاد بهبود معانی

سوال‌های رایج kimono

شکل جمع kimono چی میشه؟

شکل جمع kimono در زبان انگلیسی kimonos است.

ارجاع به لغت kimono

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «kimono» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/kimono

لغات نزدیک kimono

پیشنهاد بهبود معانی