امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Make A Point

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
منظور خود را رساندن / نکته ای را بیان کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
- She made a good point during the meeting.
- او در طول جلسه نکته خوبی را بیان کرد.
- He made his point very clearly.
- او منظورش را خیلی واضح بیان کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت make a point

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «make a point» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/make-a-point

لغات نزدیک make a point

پیشنهاد بهبود معانی