آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۴ شهریور ۱۴۰۴

    Monetary

    ˈmɑːnəteri ˈmʌnətri

    معنی monetary | جمله با monetary

    adjective C2

    پولی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    monetary control

    نظارت بر پول

    monetary policy

    سیاست پولی

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد monetary

    1. adjective concerning money, finances
      Synonyms:
      financial fiscal commercial pecuniary cash capital budgetary pocket

    سوال‌های رایج monetary

    معنی monetary به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «monetary» در زبان فارسی به «پولی» یا «وابسته به پول» ترجمه می‌شود.

    این واژه بیشتر در متون اقتصادی و مالی به کار می‌رود و به هر چیزی که با پول، واحدهای مالی یا ارزش‌های اقتصادی مرتبط باشد اشاره دارد. به عنوان مثال، «monetary system» به معنای «نظام پولی» است که ساختار کلی استفاده از پول در یک کشور را شامل می‌شود. واژه‌ی «monetary» معمولاً بار تخصصی دارد و بیشتر در بحث‌های رسمی اقتصادی، گزارش‌های مالی، سیاست‌گذاری‌ها و مطالعات آکادمیک دیده می‌شود.

    اهمیت مفهوم پولی در این است که پایه و اساس تمامی مبادلات اقتصادی را تشکیل می‌دهد. بدون وجود یک نظام پولی مشخص، امکان خرید و فروش، سرمایه‌گذاری یا حتی برنامه‌ریزی اقتصادی وجود نخواهد داشت. به همین دلیل، اصطلاحاتی مانند «monetary policy» (سیاست پولی) یا «monetary value» (ارزش پولی) در علم اقتصاد و مدیریت بسیار پرکاربرد هستند. این واژه بیانگر چارچوب‌هایی است که مستقیماً بر زندگی روزمره افراد، از تورم گرفته تا نرخ بهره، اثر می‌گذارند.

    از نظر کاربرد، صفت «monetary» می‌تواند برای توصیف تصمیمات، اقدامات یا پدیده‌هایی استفاده شود که جنبه‌ی مالی و پولی دارند. برای نمونه، اگر بگوییم «monetary benefits» منظور «مزایای مالی» است. این نشان می‌دهد که واژه‌ی مذکور می‌تواند دامنه‌ی معنایی وسیعی داشته باشد و در زمینه‌های مختلف، از اقتصاد کلان گرفته تا معاملات روزمره، به کار رود.

    از زاویه‌ی تاریخی، واژه‌ی «monetary» ریشه در کلمه‌ی لاتین moneta دارد که به معنای «پول» یا «ضرابخانه» است. این ریشه تاریخی نشان‌دهنده‌ی پیوند عمیق بین مفهوم پول و توسعه‌ی تمدن‌هاست. با رشد جوامع بشری، مفهوم «monetary» از یک واژه‌ی ساده به اصطلاحی گسترده بدل شد که تمامی جنبه‌های مرتبط با گردش پول و ارزش‌های مالی را در بر می‌گیرد.

    «monetary» واژه‌ای است که بیش از آنکه به‌تنهایی کاربرد داشته باشد، در ترکیب با واژه‌های دیگر معنای روشن‌تری پیدا می‌کند. فهم دقیق این واژه برای کسانی که با متون اقتصادی و مالی سروکار دارند ضروری است، زیرا بسیاری از تصمیمات اقتصادی و اجتماعی با درک صحیح جنبه‌های پولی مرتبط می‌شوند. این درک به افراد کمک می‌کند تا تحولات مالی را بهتر تحلیل کنند و تصمیمات آگاهانه‌تری در زمینه‌ی زندگی شخصی یا حرفه‌ای خود بگیرند.

    ارجاع به لغت monetary

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «monetary» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/monetary

    لغات نزدیک monetary

    • - monetarism
    • - monetarist
    • - monetary
    • - monetary unit
    • - monetization
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.