آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ مهر ۱۴۰۴

    Move Up The Ladder

    معنی move up the ladder | جمله با move up the ladder

    collocation

    ارتقاء شغلی پیدا کردن، از نردبان ترقی بالا رفتن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های پیشرفته

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    She worked hard and quickly moved up the ladder in the company.

    او سخت کار کرد و به سرعت در شرکت ارتقاء شغلی پیدا کرد.

    His ambition was to move up the ladder and become a manager.

    جاه طلبی او این بود که از نردبان ترقی بالا برود و مدیر شود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج move up the ladder

    معنی move up the ladder به فارسی چی می‌شه؟

    عبارت «move up the ladder» در زبان فارسی به «ارتقا یافتن»، «از نردبان ترقی بالا رفتن» یا «پیشرفت در سلسله‌مراتب» ترجمه می‌شود.

    این اصطلاح به روند پیشرفت فرد در یک سازمان، حرفه یا مسیر شغلی اشاره دارد، جایی که شخص به سطوح بالاتر مسئولیت، موقعیت یا اعتبار دست پیدا می‌کند. «Move up the ladder» معمولاً نشان‌دهنده‌ی تلاش، تجربه، مهارت و تعهد فرد است و نمادی از رشد حرفه‌ای و موفقیت شغلی به حساب می‌آید.

    در حوزه‌ی حرفه‌ای و کاری، «move up the ladder» به معنای ارتقای شغلی است. افراد با نشان دادن توانایی، عملکرد مثبت، مهارت‌های مدیریتی و همکاری مؤثر می‌توانند به موقعیت‌های بالاتر دست یابند. این پیشرفت ممکن است شامل افزایش مسئولیت‌ها، مدیریت تیم‌های بزرگتر، دریافت دستمزد بالاتر یا تأثیرگذاری بیشتر در تصمیم‌گیری‌های سازمان باشد و نشان‌دهنده‌ی ارزش فرد برای محیط کاری است.

    از منظر توسعه شخصی و مهارت‌ها، move up the ladder نیازمند یادگیری مداوم، بهبود مهارت‌های فنی و رفتاری و ایجاد شبکه‌های ارتباطی قوی است. کسانی که مسیر حرفه‌ای خود را با برنامه‌ریزی و تلاش مستمر طی می‌کنند، شانس بیشتری برای رسیدن به موقعیت‌های بالاتر دارند. این روند نشان می‌دهد که رشد شغلی نه صرفاً به زمان بلکه به قابلیت‌ها و عملکرد فرد وابسته است.

    در جنبه‌ی انگیزشی و روان‌شناسی، «move up the ladder» می‌تواند حس موفقیت، اعتماد به نفس و رضایت شغلی را افزایش دهد. تجربه‌ی پیشرفت در سلسله‌مراتب کاری باعث ایجاد انگیزه برای ادامه تلاش، پذیرش چالش‌های جدید و مسئولیت‌های بیشتر می‌شود. این مفهوم تأکید می‌کند که دستیابی به موفقیت نیازمند پشتکار، هدف‌گذاری و تعهد به رشد مداوم است.

    «move up the ladder» مفهومی است که رشد، پیشرفت و ارتقای فردی و حرفه‌ای را به تصویر می‌کشد. این عبارت یادآور اهمیت تلاش، مهارت، تجربه و شبکه‌سازی در مسیر موفقیت است و نشان می‌دهد که رسیدن به موقعیت‌های بالاتر در سازمان یا حرفه، نتیجه‌ی حرکت هدفمند و مستمر است. این اصطلاح به افراد الهام می‌دهد که با برنامه‌ریزی و پشتکار، می‌توانند مسیر پیشرفت خود را هموار کنند و به اهداف حرفه‌ای و شخصی دست یابند.

    ارجاع به لغت move up the ladder

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «move up the ladder» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/move-up-the-ladder

    لغات نزدیک move up the ladder

    • - move the needle
    • - move up
    • - move up the ladder
    • - moveability
    • - moveable
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.