فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Officialdom

əˈfɪʃldəm əˈfɪʃldəm
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    قاطبه مأمورین، سیستم اداری
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد officialdom

  1. noun People elected or appointed to administer a government
    Synonyms: government officials

لغات هم‌خانواده officialdom

ارجاع به لغت officialdom

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «officialdom» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/officialdom

لغات نزدیک officialdom

پیشنهاد بهبود معانی