Payer

ˈpeɪər ˈpeɪə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
( payor ) پرداخت‌کننده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد payer

  1. noun a person who pays money for something
    Synonyms:
    remunerator

لغات هم‌خانواده payer

ارجاع به لغت payer

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «payer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/payer

لغات نزدیک payer

پیشنهاد بهبود معانی