ناز کردن، خود را دستنیافتنی نشان دادن، تظاهر به بیعلاقگی کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She’s not ignoring you; she’s just playing hard to get.
او تو را نادیده نمیگیرد؛ فقط دارد ناز میکند.
She told her friend not to play hard to get if she really liked him.
به دوستش گفت اگر واقعاً از او خوشش میآید، تظاهر به بیعلاقگی نکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «play hard to get» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/play-hard-to-get