Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ اسفند ۱۴۰۲

      Puck

      pʌk pʌk

      شکل جمع:

      pucks

      معنی puck | جمله با puck

      noun countable

      ورزش دیسک (در هاکی روی یخ)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      The puck slid across the ice.

      دیسک روی یخ سر خورد.

      The puck dropped from the referee's hand.

      دیسک از دست داور افتاد.

      noun countable

      گوی (هر چیزی شبیه دیسک هاکی روی یخ)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The street vendor offered us delicious beef pucks.

      فروشنده‌ی خیابانی گوی‌های گوشت گاو خوشمزه‌ای را به ما پیشنهاد داد.

      I ordered a delicious breakfast sandwich topped with an egg puck.

      من ساندویچ صبحانه‌ی خوشمزه‌ای با یک گوی تخم‌مرغ سفارش دادم.

      noun countable

      بچه‌شیطان

      The local legends spoke of a puck who would steal socks and hide keys just for fun.

      افسانه‌های محلی از بچه‌شیطانی صحبت می‌کردند که فقط برای سرگرمی جوراب‌ها را می‌دزدید و کلیدها را پنهان می‌کرد.

      The puck unleashed laughter among those gathered around.

      بچه‌شیطان در میان کسانی که جمع شده بودند، خنده به وجود آورد.

      noun countable

      قدیمی روح پلید

      We could feel the presence of an eerie puck lurking in the shadows.

      می‌توانستیم حضور روح پلید وهم‌انگیزی که در سایه‌ها کمین کرده بود، احساس کنیم.

      Legend has it that if you summon a puck on Halloween night, your worst nightmares will come true.

      افسانه‌ها می‌گویند که اگر در شب هالووین روح پلید را احضار کنید، بدترین کابوس شما به حقیقت خواهد پیوست.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد puck

      1. noun a vulcanized rubber disk 3 inches in diameter that is used instead of a ball in ice hockey
        Synonyms:
        hockey-puck imp goblin sprite elf hobgoblin prankster fay fairy robin goodfellow

      سوال‌های رایج puck

      شکل جمع puck چی میشه؟

      شکل جمع puck در زبان انگلیسی pucks است.

      ارجاع به لغت puck

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «puck» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/puck

      لغات نزدیک puck

      • - puce
      • - puchery
      • - puck
      • - pucka
      • - pucker
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.