آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۹ شهریور ۱۴۰۴

    Pussy

    ˈpʊsi ˈpʊsi

    شکل جمع:

    pussies

    صفت تفضیلی:

    pussier

    صفت عالی:

    pussiest

    معنی pussy | جمله با pussy

    noun countable

    جانورشناسی پیشی (در زبان بچه‌ها برای اشاره به گربه)

    pussy, پیشی (در زبان بچه‌ها برای اشاره به گربه)
    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

    مشاهده

    My little sister loves playing with her fluffy white pussy.

    خواهر کوچکم عاشق بازی با پیشی سفید پشمالویش است.

    The children were delighted to see the cute pussy wandering in the garden.

    بچه‌ها از دیدن این پیشی بامزه -که در باغ پرسه می‌زد- خوشحال شدند.

    noun countable informal

    ناپسند کس، واژن (آلت تناسلی زنانه)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    The group of teenage boys giggled uncontrollably when they heard the word "pussy" for the first time.

    گروه پسران نوجوان وقتی برای اولین بار کلمه‌ی «کس» را شنیدند، بی‌اختیار قهقهه زدند.

    The movie contains scenes with the word “pussy,” so it’s rated R.

    این فیلم شامل صحنه‌هایی با کلمه‌ی «واژن» است، بنابراین رده‌بندی R دارد.

    noun uncountable informal

    ناپسند سکس، نزدیکی جنسی، رابطه‌ی جنسی (با زن)

    The song contains offensive lyrics about “pussy.”

    این آهنگ شامل متن‌هایی توهین‌آمیز درباره‌ی «سکس» است.

    He made a crude joke about “pussy” at the party.

    او در مهمانی شوخی رکیکی درباره‌ی «رابطه‌ی جنسی» کرد.

    noun slang countable informal

    ناپسند کس (وقتی که زن فقط به‌عنوان ابزار جنسی در نظر گرفته می‌شود)

    Using derogatory terms like "pussy" to refer to women reduces them to sexual objects and perpetuates gender inequality.

    استفاده از عبارت‌های تحقیرآمیز مانند «کس» برای اشاره به زنان، آن‌ها را به اشیای جنسی تقلیل می‌دهد و نابرابری جنسیتی را تداوم می‌بخشد.

    This club is full of pussies!

    این کلاب پر از کسه!

    adjective

    چرکین، چرکی، چرک‌دار

    The pimple on her face turned pussy

    جوش صورتش چرکین شد.

    The cut on his hand became pussy.

    زخم دستش چرک‌دار شد.

    noun slang countable informal

    سوسول، ترسو، بی‌خایه (پسر یا مرد)

    The boss described his employee as a pussy, unable to handle even the smallest amount of pressure.

    این رئیس کارمند خود را سوسول توصیف کرد که نمی‌تواند کوچک‌ترین فشار را تحمل کند.

    Despite his muscular appearance, he was a pussy when it came to facing his fears.

    علی‌رغم ظاهر عضلانی‌اش، او در مواجهه با ترس‌هایش بی‌خایه بود.

    noun countable

    گیاه‌شناسی گل بیدمشک (آویزان)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گیاه‌شناسی

    مشاهده

    The florist used a bunch of pussies to give the bouquet an elegant and natural look.

    گل‌فروش از خوشه‌ای گل بیدمشک استفاده کرد تا به دسته‌گل ظاهری زیبا و طبیعی بدهد.

    The sight of the pussies swaying in the breeze brought a sense of tranquility to the garden.

    منظره‌ی گل‌های بیدمشک که در نسیم تکان می‌خوردند، حس آرامش را به باغ می‌بخشید.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج pussy

    معنی pussy به فارسی چی میشه؟

    کلمه "pussy" در زبان انگلیسی معانی و کاربردهای متنوعی دارد که بسته به زمینه، می‌تواند به شکل‌های مختلفی تفسیر شود. در ادامه به توضیح معانی، کاربردها و نکات جالب مربوط به این کلمه می‌پردازیم.

    ۱. معانی اصلی

    الف) گربه:

    یکی از معانی رایج "pussy"، به معنای گربه است. این واژه معمولاً به گربه‌های خانگی اشاره دارد و به صورت محبت‌آمیز برای اشاره به آنها استفاده می‌شود. به عنوان مثال، ممکن است کسی بگوید: "My pussy is sleeping," که به معنای "گربه‌ام در حال خواب است" است.

    ب) واژن:

    دیگر کاربرد رایج این کلمه، به عنوان اصطلاحی عامیانه برای واژن است. این معنا غالباً در محتوای جنسی و غیررسمی استفاده می‌شود. استفاده از این واژه در این زمینه می‌تواند جنبه‌های مختلفی از جمله توهین‌آمیز یا صمیمی بودن را داشته باشد.

    ج) ترسویی:

    در زبان عامیانه، "pussy" می‌تواند به معنای ترسو یا ضعیف نیز به کار رود. به عنوان مثال، اگر کسی بخواهد به فردی بگوید که ترسو است، ممکن است از این کلمه استفاده کند.

    ۲. نکات جالب

    - ریشه‌شناسی:

    ریشه این کلمه به قرن هفدهم میلادی برمی‌گردد و در ابتدا به معنای گربه یا گربه‌سانان به کار می‌رفته است. به تدریج، معانی جدیدی به آن افزوده شده است.

    - کاربردهای فرهنگی:

    در فرهنگ‌های مختلف، کلمه "pussy" می‌تواند بارهای فرهنگی و اجتماعی متفاوتی داشته باشد. در برخی فرهنگ‌ها، استفاده از این کلمه ممکن است به شدت توهین‌آمیز تلقی شود، در حالی که در دیگر فرهنگ‌ها، ممکن است به صورت غیررسمی و دوستانه به کار رود.

    ارجاع به لغت pussy

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «pussy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pussy

    لغات نزدیک pussy

    • - pusillanimous
    • - puss
    • - pussy
    • - pussy willow
    • - pussyfoot
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.