آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ شهریور ۱۴۰۵

      Sanitize

      ˈsænətaɪz ˈsænətaɪz

      گذشته‌ی ساده:

      sanitized

      شکل سوم:

      sanitized

      سوم‌شخص مفرد:

      sanitizes

      وجه وصفی حال:

      sanitizing

      توضیحات:

      در انگلیسی بریتانیایی به‌جای sanitize از sanitise استفاده می‌شود.

      معنی sanitize | جمله با sanitize

      verb - transitive B2

      انگلیسی آمریکایی ضدعفونی کردن، بهداشتی کردن، گندزدایی کردن

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      Please remember to sanitize your hands before you eat dinner.

      لطفاً به خاطر داشته باشید که قبل‌از شام دست‌هایتان را ضدعفونی کنید.

      Effective protocols are essential to sanitize medical equipment and prevent the spread of nosocomial infections.

      پروتکل‌های مؤثر برای بهداشتی کردن تجهیزات پزشکی و جلوگیری از گسترش عفونت‌های بیمارستانی ضروری هستند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Before conducting the experiment, students must learn how to properly sanitize their workstations to avoid contamination.

      قبل‌از انجام آزمایش، دانش‌آموزان باید یاد بگیرند که چگونه به‌درستی ایستگاه‌های کاری خود را گندزدایی کنند تا از آلودگی جلوگیری شود.

      verb - transitive C1

      انگلیسی آمریکایی پاک‌سازی کردن، سانسور کردن (اطلاعات)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      The government tried to sanitize the historical records to present a more favorable image of the past.

      دولت سعی کرد سوابق تاریخی را پاک‌سازی کند تا تصویری مطلوب‌تر از گذشته ارائه دهد.

      The documentary was criticized for attempting to sanitize the complex socio-political issues, thereby offering an oversimplified narrative.

      این مستند به‌دلیل تلاش برای سانسور مسائل پیچیده‌ی اجتماعی-سیاسی و در نتیجه ارائه‌ی روایتی بیش‌ازحد ساده، مورد انتقاد قرار گرفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sanitize

      1. verb sterilize
        Synonyms:
        clean disinfect purify decontaminate make sanitary freshen antisepticize fumigate
      1. verb to render free of microorganisms
        Synonyms:
        sanitise decontaminate disinfect sterilize hygienize hygienise

      سوال‌های رایج sanitize

      گذشته‌ی ساده sanitize چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sanitize در زبان انگلیسی sanitized است.

      شکل سوم sanitize چی میشه؟

      شکل سوم sanitize در زبان انگلیسی sanitized است.

      وجه وصفی حال sanitize چی میشه؟

      وجه وصفی حال sanitize در زبان انگلیسی sanitizing است.

      سوم‌شخص مفرد sanitize چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sanitize در زبان انگلیسی sanitizes است.

      ارجاع به لغت sanitize

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sanitize» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sanitize

      لغات نزدیک sanitize

      • - sanitate
      • - sanitation
      • - sanitize
      • - sanitizer
      • - sanitorium
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      تفاوت rule و law چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      parasocial gumbo kinetochore coloniality portmanteau word be in the ballpark iconoclast iconoclastic sixth form upthrust alençon rataplan supercomputer lo mein shithole بزرگ‌سازی بغرنجی بمب پلاستیکی پرسیدن فارسی به رنگ سرخ به‌طور استفهامی بدون تردید به‌طور متغیر سودمندانه شرورانه به‌طور شل‌وول به‌طور غیرحرفه‌ای به‌طور مجلل پارسنگ
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.